تبليغاتX
حقیقت - نقد کتاب تولدی دیگر (هزار تقلب از شجاالدین شفا ووو
 
.....
 
تحریف مدارک تاریخی و اسلامی در تولد دیگز

دانلود کتاب هزار تقلب از شجاع الدین شفا : لینک دانلود 

http://www.irpdf.com/modules.php?name=BookDownload&op=showbook&bid=3458

نقد کتاب تولد دیگر :

نقد تولد دیگر اقای شفا - تفسیر جزء سی ام از قران از طالقانی

نقد کتاب تولدی دیگر شجاع الدین شفا  (نام کتاب دین ستیزی نافرجام)اثر مصطفی حسینی طباطبایی - دانلود کنید
 
خلاصه تفسیر جزء سی ام قرآن طالقانی

نقد بر تولد دیگر کتابی اینترنتی نوشته اقای صدر حسینی

http://www.tebyan.net/index.aspx?PID=19667&LANGUAGE=1&PageSize=1&BOOKID=16374&PageIndex=0

 

واین کتاب بسیار زیبا و پر محتوا که اخرین  میخ برتابوت  دروغ ها و جعلیات اقای شفا در کتاب تولدی دیگر است.

 

بررسی تاریخی قصص قرآن/ (4 مجلد)
نویسنده : محمد بيومى مهران
ویراستار : محمود سرمدى
مترجم : مسعود انصارى
ناشر : علمی و فرهنگی - تهران
چاپ اول، 1383 شمسى
نوع جلد : گالینگور
قطع : وزیری
تعداد جلد : 4
نوع چاپ : چاپی
زبان : فارسی
وزن : 2790 گرم
رده كنگره : 4041 د93م/9/88 BP
شابك : 964-445-509-6
قيمت: 32.31$




 

کتاب حاضر یکی از استوارترین و گسترده ترین پژوهش هایی است که درباره رویدادهای تاریخی قرآن کریم انجام گرفته است.
دکتر محمد بیومی مهران، استاد برجسته تاریخ دانشگاه اسکندریه، با کوشش و کاوش بسیار پردامنه ، علاوه بر قرآن، کتاب های پر شمار تفسیر، حدیث، تاریخ اسلام و عرب، پژوهش های فرنگیانی که بیشتر بر سنگ نوشته ها و کتیبه های کهن استوارند ، و نیز نوشته های یونانی و رومی و همچنین تورات و انجیل را کاویده است ، و با بهره گیری از همه منابع گوناگون شرق و غرب ، به ویژه سنگ نوشته ها و کتیبه ها و پژوهش های باستان شناسانه ، توانسته است درباره رویدادهای تاریخی قرآن کاری سترگ را سامان دهد و روشنایی بسیار بر آن ها بتاباند. 

 بخش های بسیار علمی و خواندنی کتاب ، که هم در پژوهشی جداگانه و هم به مناسباتی چند، در جای جای کتاب بدان پرداخته است،سنجش ها و مقایسه هایی است که میان داستان های قرآن و آنچه درباره این کتاب در تورات و انجیل آمده انجام داده است و دوگانگی ها و اختلاف های آن ها را باز نموده و از این راه آشکار کرده است که سخنان آنان که گفته اند داستان های قرآن از تورات و انجیل گرفته شده، بی پایه است و به هیچ روی نمی تواند درست باشد. نویسنده رویدادهای تاریخی قرآن را از دیدی جغرافیایی بخش بندی کرده و رویدادهای هر منطقه جغرافیایی را در جلدی آورده است، رویدادهای جزیرة العرب را در نخستین جلد، رویدادهای مصر را در دومین جلد ، رویدادهای عراق را در سومین جلد و رویدادهای شام را در چهارمین جلد، و بررسی زندگی و تاریخ پیامبر (ص) را نیز به جلد پنجم وانهاده است

فهرست كتاب :

  • مقدمه
  • پیشگفتار نویسنده
  • قرآن کریم
  • حدیث
  • تفسیر
  • ابراهیم خلیل
  • کعبه
  • عادیان
  • ثمودیان
  • مدیانیان
  • سیل عرم
  • داستان اصحاب اخدود
  • داستان اصحاب فیل
  • پیامبری و پیامبران
  • یوسف پیش از دوره وزارت
  • موسی
  • بنی اسرائیل در مصر
  • موسی از ولادت تا بعثت
  • پیامبری موسی
  • خروج بنی اسرائیل از مصر
  • معجزه شکافته شدن دریا
  • فرعون عصر موسی
  • موسی و بنی اسرائیل ، از شکافتن دریا تا مرگ موسی (ع)
  • بنی اسرائیل در سینا
  • بنی اسرائیل در بیابان
  • بررسی هایی درباره سیره موسی (ع)
  • موسی اسرائیلی است یا مصری
  • وجود تاریخی موسی(ع)
  • مرگ موسی(ع)
  • جایگاه موسی در تاریخ یهود
  • داستان موسی در میان روایات تورات و آیات قرآن
  • داستان موسی در قرآن و تورات
  • پیشگفتار
  • باب اول:سیره نوح (ع)
  • بخش نخست : دعوت نوح (ع)
  • بخش دوم: قصه توفان در الواح و آثار کهن و تورات
  • قصه توفان در قرآن کریم
  • باب دوم:سیره ابراهیم خلیل (ع) در عراق
  • خدایان قوم ابراهیم
  • دعوت ابراهیم
  • ابراهیم و آن پادشاه
  • راز زندگی و مرگ
  • باب سوم: سیره یونس
  • قصه یونس
  • سفر یونان یونس
  • منابع عربی
  • منابع فرنگی
  • تالیفات دکتر بیومی مهران

  •  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

    بحثی که در باره یکی از موضوعات این  دریکی از سایت های گفتگو داشتم :

    نقل قول :

    معجزاتی که به ایشان نسبت داده شده بسیار بزرکگتر از اینست که در هیج جا از تاریخ مکتوب مصر و سایر ملل از ان ذکری هر جچند کوچک به میان نیانمده باشد!!

    پاسخ : اولا مسلم است برخي از این معجزات به موسی نسبت داده شده و واقعیت نداشته است !
    دوم اینکه اگر نام و معجزات موسی ع در اثار مصری نیامده امری بدیهی است و نباید تعجب کرد چنانکه در کتاب ادیان بزرگ جهان ص 230 میخوانیم:
    « البته درينباره نبايد متعجب بود، چه داستان موسي شکستي بود براي مصر و فرعونش. با اين همه جاي شگفتي وجوددارد که برخلاف معمول، خود تورات از فرعون نامي نمي آورد.
    ( برخی فرعون موسی را رامسز دوم و پسرش مرته \knha) در نوشته هايي از دوران اين فرعون ها از يهوديان ياد رفته است. کتيبه اي به اين مضمون از مرنه پتاه وجود دارد: کنعان تاراج شد و شر وعذاب بر آن فرو ريخت، اسرائيل غمگين و آواره ديگر تخمه اي برجاي باقي نگذارد و اينک فلسطين بيوه زني است براي مصر. آرامش برهمه جا سايه گسترد و همه زير لواي مصر در آمدند و آشوبگران بر قيد و بند مرنه پتاه گرفتار شدند. هاشم رضی ادیان بزرگ جهان ص 230
    در کتب افسانه های دینی مصرباستان دکتر موسی جوان هم میخوانیم :

    خروج بنی اسرائیل تحت رهبری حضرت موسی از مصر
    کتیبه ها و سنگ نوشته های متعدد از مصر قدیم مربوط به سده یازدهم و دوازدهم ق.م از اقوام " اپیرو " که تلفظ ان به " هِبرو " شباهت دارد بحث می کرده اند . قدیمی ترین این کتیبه ها دو عدد سنگ نوشته راجب به مردم اپیرو در شهر " تِب " از مقبره ای بدست امده است . آمنحوتپ دوم ،فرعون مصر در کتیبه خود از اسیران جنگی سخن گفته و در جزء این اسیران 127 نفر از شاهزادگان کشور " رتینو " که در میان سوریه و فلسطین واقع بود و از 3600 نفر از مردم اپیرو یا " عبری " نام برده است . دو کتیبه در کاغذ پاپیروس از رامسس دوم فرعون مصر بدست امده و در ان دستور داده شده که حبوبات میان مردم اپیرو تقسیم شود و این مردم برای حمل سنگ در ساختمان یک ستون سنگی بکار گمارده شده بودند . " به احتمال خیلی زیاد خروج قوم بنی اسرائیل در این زمان صورت پذیرفته است " دو کتیبه روی کاغذ پاپیروس از رامسس سوم بدست امده و در این کتیبه ها قید شده که دو هزار کارگر برسم هدیه به معبد رَع ( خدای خورشید ) تخصیص یافته است و در میان این عده از مردم اپیرو یاد شده است .
    کتیبه دیگر از " وادی حمامات " در مصر علیا از رامسس چهارم بدست امده و در ان 8000 نفر مردم اپیرو ذکر شده است و از این کتیبه ها واضع می شود که در ان زمان مهاجران از خارج مصر بر این سرزمین وارد می شدند .
    بنابراین از روی این کتیبه ها و نظایر انها می توانیم تاریخ خروج قوم یهود را از مصر معلوم داریم و میتوان گفت فرزندان بنی اسرائیل برای مرتبه اول در شهر " تانیس " و در زمان " ستی اول " فرعون مصر که از 1303 تا 1290 ق.م سلطنت کرده به کار گمارده شده اند و این عده در سلطنت رامسس دوم (از 1290 تا 1224 ) افزایش یافته و حضرت موسی در این زمان متولد شده و سپس بشرحی که در تورات فصل دوم و سوم کتاب خروج نقل شده به مصر امده و قوم خود را در سلطنت رامسس دوم از مصر خارج کرده است .لفظ موسی در زبان مصریان بمعنی " متولد " است و این واژه اخر تاتموس نام پادشاه مصر وارد شده است بمعنی زاده " تات " خداوند مصریست. " واژه موسی در زبان عبری به معنای " از آب گرفته شده " است".
    نیز میخوانیم :
    از رامسس دوم ابنيه متعددي به يادگار مانده است ، از انجمله مقبره ويدر شهر طب و معبدي در شهر لوکسور و معبد ديگر در کارناک با 134 ستون سنگي و همچنيندر ابوسمبل ميان آبشار اول و دوم رود نيل معبد بزرگي بنا نمود و چهار مجسمه از خودرا هر کدام به ارتفاع 67 فوت ( 22 متر و نيم ) به ياد گار گذارده است و بطوريکه ازکتيبه هاي مصري و تطبيق ان با مطالب " تورات " معلوم ميگردد خروج بني اسرائيل ازمصر تحت رهبري حضرت موسي در سده سيزدهم ق.مدر سلطنت رامسسدوم صورت گرفته است و پس از درگذشت رامسس دوم پسر وي موسوم به " مر نپتاح " درکهولت بسلطنت رسيد و با اقوام ليبي و ساکنان کناره شرقي درياي مديترانه که در مصبرود نيل رخنه کرده بودند جنگيد و پيروز گرديد و اصلاحات پدر را تکميل نمود و يکستون سنگي بيادگار نهاد و فتوحات وي بر روي اين ستون نگاشته شده و مجسمه خود و هيکلآمون خداي خود را نصب کرد و در پشت سر اين مجسمه مجسمه الهه مات " همسر آمون وهمچنين مجسمه خونسو " خداي ماه " ( پسر آمون و مات ) قرار گرفته است . با درگذشتاين فرعون سلسله نوزدهم فراعنه مصر پايان يافته است .

    گرفته از کتاب افسانه های دینی مصر باستان اثر دکتر موسی جوان

    جان بي . ناس ، در کتاب تاريخ جامع اديان ، در باره فرعوني که بني اسرائيل را مورد اذيت و آزار قرار مي داد مي نويسد : تا آن که بالا خره نوبت سلطنت به فرعوني رسيد (رامس دوم , پسرش) که مردي ديوانه مزاج بود و هوس افراشتن ابنيه عظيم و شناختن شهرها و تأسيس معبد ها ي با شکوه به دماغ او افتاد ، که براي انجام اين منظور نياز به کارگر بسيار داشت .پس ، روي به اسرائيليان آورد که در نواحي شمال شرقي ملک او ساکن بودند و آنان را به بندگي گرفت و به عملگي گماشت و به ضرب تازيانه در سراسر ناحيه شمالي ملک خودبه اعمال شاقه وا داشت ....(1) وي سپس داستان ولادت و رشد و نمو و صفات حضرت موسي(ع) را به تفصيل ياد آور مي شود .وي در صفحه 500 کتاب خود اشاره به کشف الواح گلي مي نمايد که نشانگر جنگ هايي است که ميان اسرائيليان پيرو حضرت موسي (ع) و کنعانيان است. بنابر اين در وجود شخصيت حضرت موسي (ع) هيچ گونه ترديدي وجود ندارد . گفتار نويسنده اي که سخن ترديد آميز وي درباره حضرت موسي را(ع) نقل کرده ايد،در برابر باور هاي محققان و مورخان نامي ، هيچ ارزشي و اعتباري ندارد . پي نوشت:
    1. تاريخ جامع اديان، ص 491-490، ترجمه ، علي اصغر حکمت


    این هم گفته ای از دوستان مسیحی :
    كتاب مقدس حاوي حجم عظيمي از جزئيات تاريخي است، بنابراين علم باستانشناسي هنوزنتوانسته تمامي چيزهايي كه در آن ذكر شده است را پيدا كند. به هر حال تا كنون حتييك كشف باستانشناسي نيز وجود نداشته تا با آنچه كه كتاب مقدس گزارش كرده در تضادباشد. باستانشناس پرآوازة يهودي به نام نلسون گلوك نوشت: «ميتوان به طور قطع اظهارنمود كه تا كنون هيچ كشف باستانشناسي حتي يك مطلب را نيز در كتاب مقدس رد نكردهاست.» (جاش مك داول، شواهد جديد مسيحيت و رأي دادگاه، انتشارات توماس نلسون، 1999،صفحة 61)

    نقل قول:

    به نظر می رسد برهانهای اقای دکتر شجاع الدین شفا اینقدر محکم و مستنداست است کی کسی به خود جرات ورود به مباحث پیرامون ان را به خود نمیدهد

    پاسخ :

    بله نمونه اي از براهین محکم و مستند اقای شفا اورده خواهد شد (روزی یک شیاد بی سوادی در جمع جاهلان بوق به دست گرفته و در آن می دمید که : آهای مردم ! می دانید که امامزاده یعقوب را در شهر مصر ، برفراز مناره ، شیر درید ؟! و جمع جاهل ، شیفته و شیدای افاضات این شیاد بی سواد ، کف می زدند و هورا می کشیدند ! تا که روزی فرد دانایی پیداشد و گفت : ای شیاد ، نخست این که امامزاده نبود و پیامبر زاده و خود نیز پیامبر بود ، دوم این که یعقوب نبود و یوسف بود ، سوم این که مصر نبود و کنعان بود ، چهارم این که برفراز مناره نبود و ته چاه بود ، پنجم این که شیر نبود و گرگ بود و ششم این که اصل داستان دروغ بود !)


    البته ما کتابهایی را که شفا در مورد موسی از منابع غربی اورده را در دسترس نداریم تا ببینیم واقعا راست گفته یا خیر اما تورات و انجیل و قران را در دسترس داریم و ایشان در اینباره دروغها و تحریفهای زنجیره ای بهم میبافند و انجا که از منابع غربی سخن می راند و در لابلای ان سخن از کتاب مقدس می اورد ؛ براستی دروغ بودن این نقل قول هایش اشکار میگردد و این شیاد بیسواد خود را رسوا میکند :

    اقای شفا در اوج خنگی و شیاد گری نقل قولهایی را می اورد که با ان خود را رسوا میکند درواقع ایشان مخاطبین خود را گوسفند میدانسته است ، ایشان نقل مینمایند که :

    « در کنفرانس علمی پر سر و صدایی در دانشگاه استراسبورگ در فرانسه در سال 1833 ادوارد روس ، استاد مطالعات مذهبی این دانشگاه برای نخستین بار این واقعیت را متذکر شد که هیچ یک از پیمبران تورات در کتابهای خودشان که به موجب کتاب مقدس همه انها بعد از سفر خروج موسی نوشته شده اند ، نه تنها نامی از موسی نمی برند بلکه مضمون این کتابها به خوبی احساس میشود که اساسا اطلاعی از وجود او و از کتابهایش و طبعا از فرمانهای دهگانه و سایر قوانین او ندارند » !!!! ص156 جالب است جاهلان را که برا این شیاد خنگ کف میزنند که هنوز بلد نیست مردم را چگونه خر کند
    باز شفا می نویسد :« فورلندر، استاد المانی الهیات و کشیش پروتستان تذکر میدهد که پیامبران یهودی بعد از موسی ، من جمله اشعیاء ، میکاه ، عاموس ، هوشیا در هیچ جای کتابهای خودشان به سفر خروج اشاره ای نمی کنند» !!ص 192

    نیز مینویسد : « ارنست رنان ، این واقعیت را نیز یاد اوری میکند که نه تنها در هیچ قسمت از کتاب داوران تورات و دیگر نوشته های مربوط بدین دوران و دوران پادشاهان اسرائیل ، از مقام استثنایی موسی در تاریخ یهود سخن به میان نمی اید بلکه حتی نام سادۀ اورا ولو یکبار در هیچ یک از این نوشتارها نمی توان یافت» تولد دیگر ص 151
    بدین ترتیب دروغ بودن تمام این نقل قولها اشکار میشود و این شیاد خنگ خود را رسوا میکند چه اینکه یک دانشمند الهی یهودی و چند دانشمند غربی که کتاب مقدس رابارها خوانده اند هرگز نمی ایند بگویند ادعایی بکنند که دروغ بودنش برای همه بسادگی فاش شود این دروغها فقط از اقای شفا برمی اید و بس
    چه اینکه بارها نام موسی در کتب پیامبران بنی اسرائیل یاد شده است .
    چنانکه در صحیفه یوشع باب بیست و سوم امده :« پس بسیاری قوی باشید و متوجه شده هرچه در سفر تورات موسی ، مکتوب نگاه دارید» شماره 6
    در همان صحیفه باب هفدهم امده « پس ایشان نزد العازار کاهن و نزد یوع بن نون و نزد روسا امده گفتند که خداوند ، موسی را امر فرمود که ملکی در میان برادران مابه ما بدهد . پس بر حسب فرمان خداوند ، ملکی میان برادران پدرشان به ایشان داد» شماره 4و 5
    نیز در « سفر داوران» باب اول چنین امده است : « پسران قینی ، پدر زن موسی ، از نخلستان همراه بنی یهودا به صحرای یهودا که به جنوب عراد است برامده و رفتند» سفر داوران باب اول شماره 16
    همچنین در کتاب اوب سموئیل باب دوازدهم نوشته شده است : « و سموئیل به قوم خود گفت : خداوند است که موسی و هارون را مقیم ساخت و پدران شما را از مصر براورد» شماره 6
    باز در همان کتاب سموئل باب دوازدهم میخوانیم « چون یعقوب به مصر امد و پدران شما نزد خداوند استغاثه نمودند، خداوند موسی و هارون را فرستاد که پدران شما را از مصر بیروت اورده ایشان را در این مکان ساکن گردانیدند» کتال اول سموئل باب دوازده شماره 8

    نیر در کتاب دوم پادشاهان باب هیجدهم امده « او (هوشع پادشاه اسرائیل) بر یهوه خدای اسرائیل توکل نمود و بعد از او از جمیع پادشاهان یهودا ، کسی مثل او نبود و نه از انانی که قبل از او بودند و به خداوند چسبیده از پیروی او انحراف نورزید و اوامری (اشاره به فرامین دهگانه) را که خداوند به موسی امر فرموده بود نگاه داشت» کتاب دوم پادشاهان باب 18 شماره 6و7
    نیز درکتاب ارمیاء نبی باب پانزدهم امده « و خداوند مرا گفت : اگر چه هم موسی و هم سموئل به حضور من می ایستادند جان من به این قوم راضی نمی شد» ارمیا نبی باب 15 شماره 1
    در کتاب هوشع نبی ( شفا: هوشیا) باب دوازدهم بدیننگونه به موسی و سفر خروج اشاره میکند : « و خداوند اسرائیل را به واسطۀ نبی از مصر براورد» هوشع نبی باب دوازدهم شماره 14
    ولی کتاب مزامیر داود از موسی اشکارا و بارها نام میبرد چنانکه در مزمور نودم تتحت عنوان « دعای موسی مرد خدا» از این پیامبر بزرگ یاد میکتد . مزامیر داود باب نودم

    نقل قول:

    نمیدانم چرا هیچکس این زحمت را به خود نمیدهد تا بر اساس یک تحقیق مدون به این شبه چپاسخ گویدو. ضمنا در کتاب پیشنهادی چیزی بیشتر از اینکه در نقد های بر کتاب تولدی دیگر اورده شده یافت نشد.

    پاسخ :

    خداییش شما کتاب پیشنهادی را خواندید کتاب پیشنهادی به تفصیل و با مدارک متعدد این را نشان داده است میبینیم که شما هم رو به دروغ گفتن کرده اید
    من متاسفانه فعلا این کتاب را در دسترس ندارم کتابی است بینظیر اما اگر خدا بخواهد بزودی سعی میکنم انرا تهیه کنم و نسخه ای پی دی هر چهار جلدش را در اینترنت قراردهم!
    اصولا چنین پیداست که شما نقدهای این کتابرا هم نخوانده اید و گویی مثل شفا شده اید که میسرایید
    «خوشبختانه علیرغ ادعای نویسنده کتاب هزار دروغ دیگر در تولدی دیگر امروزه دسترسی به مراج مورد ادعای اقای شفا با بودن اینترنت اصلا کاری شاق نیست. »
    گویا این کتاب را هم نخوانده اید که حتی نام انرا هم درست نمیدانید حالا ما چند نمونه کوچک از دروغهای شاخدار را ذکر میکنیم : (البته خوشحال خواهیم شد که چند مقاله از اینترنت برای اثبات گفته های شفا بیابید)
    سايت يهودیان ایران بدین ادرس سوالات خود را بپرسید تا پاسخ بدهند :

    شفا انجا كه بعد از زرینکوب به علی شریعتی حمله ور میشود از قول ابن خلدون مینویسد « پیش از غلبه عرب بر پرسیان ، دولت ایران سرزمین پهناوری با جمعیت بسیار داشت ولی پس از فتح ، جمع انان چنان رو به کاستی نهاد گویی کع در میان نبودند» و به استناد این جمله به علی شریعتی حمله ور میشود تولد دیگر 18
    البته شفا الدین شجا که در شیادگری بینظیر است دنباله سخن ابن خلدون را نمی اورد « البته گمان مکن که این رویداد به علت ستمی است که برایشان رفته یا در اثر تجاوزی است که شامل حالشان شده زیرا فرمانروایی اسلام در اجرای عدالت چنان است که میدانی بلکه این کاهش لازمه طبیعت انسانی است به هنگامی که در کار خود مغلوب شوند» مقدمه ابن خلدون 148
    اری مسلم است که ایران بعد از قتح اسلامی ، جزئی از سرزمین مسلمانان شد و جمعیتش در جمع مسلمانان ادغام گشت و پراکنده شد ولی پویایی مردم این سرزمین در فراهم اوردن دانش و حکمت صد چندان فزونی یافت و دانشمندان بسیاری پیش از ان همانند شان دیده نشده بود چنانکه خود ابن خلدون مینویسد «بیشتر حاملات دانش در اسلام ایرانیان بودند» مقدمه ابن خلدون ص544
    البته نشان مي دهد كه اين تاليف تاريخي يك كتاب «سفارشي » است و سفارس دهندگان به خوبي مي دانسته اند كه شجاع الدين شفا در جعل و تحريف و غلط ترجمه كردن و دروغ نوشتن يكه تاز ميدان است
    ايا حضرت شفا خجالت نميكشد كه اينهمه جعلیات رو بهم بافته است ایا  دیگران را گوسفند پنداشته ایا نمیداند میلیونها مسیحی و یهودی هر روز تورات و انجیل میخوانند ! و خجالت نمیکشد که دروغهای شاخدارش کشف شود

    شفا گاه دروغ زنجيره اي مي گويد زيرا كه تصور نمي كند كه كسي حال و حوصله داشته باشد كه به تورات مراجعه كند و از همين رو از تبديل نام پادشاه آشور به «خداوند» باكي ندارد. در تورات باب 18 مامور سخاريب پادشاه آشور مي گويد كه مامور است به مردم ابلاغ كند كه «محكومند تا از نجاست خود بخورند و از ادار خود بنوشند» (تورات كتاب دوم پادشاهان باب 18جمله 27) اما جناب شجاع الدين شفا پادشاه را به «خداوند» و مامور را تبديل به پيغمبر مي كند و سپس آدرس كتاب دوم باب 18 را مي دهد.
    شجاع الدين شفا در صفحه 26 تولدي ديگر داوود پيامبر را به عنوان يك راهزن معرفي مي كند: «در تورات
    در تورات آمده است كه داوود زندگي اجتماعي خود را با راهزني آغاز كرد (تورات كتاب پادشاهان باب 27)... وقتي كه راهزنان عليه او عصيان مي كنند و در صدد كشتن اش برمي آيند، از خداوند چاره جويي مي كند و يهوه بدو توصيه مي كند كه به سرزمين عمالقه دستبرد بزند.(تورات باب سي ام ) و البته نه كتاب اول پادشاهان در تورات و نه كتاب دوم پادشاهان باب 27 و 30 ندارد!!
    واقعا اقاي شفا خجالت نكشيىه و ايا مايه شرمندگی نیست که نسبتهای دروغین به کتابهایی داده شود که میلونها تن شب و روز انها را میخوانند و از ان دروغها اگاه میشوند؟!
    و خلاصه هرچه از کتاب مقدس اورده همگی همراه تحریف و دروغ است
    حالا بماند جعلیاتی که در ایات قران انجام داده است

    كسي كه دایره شیاد گریش تا به این حد است مسلما مابقی گفته هایش از دیگر منابع که در دسترس هم نیستند سرشار از دروغ و تحریف است و شاید این منابع اصلا وجود خارجی نداشته باشد

    نقل قول:

    ضمنا این مطلب تنها ادعای اقای شفا نیست. لطفا در گوگل و یا یو تیوب جستجو کنید تا چندی مقاله مکتوب و حتی تصویری و رپرتاژ از سایر محققان غربی پیدا کنید. اصلا اصل قصضیعه اینست که اقای شفا هر گز خود یک تئوری را نبافته است. هر چه ایشان در کتابهایشان گغفته اند به استناد دیگر محققان غربی و شرقی بوده و ایشان فقط انها را جمع اوری و در معرض قضاوت خواننده قرار داده است.

    پاسخ : چنانکه قبلا هم گفتم متاسفانه کتابهای منابع غربی ایشان را در دسترس نداریم کهببینیم چقدر راست نقل کرده اند اما تا انجا که دیدیم از کتابهایی که میلونها نقر انرا میخواانند تورات و انجیل و قران ده ها دروغ و تحریف بهم بافته است .
    شما در گوگل و یوتوب سرچ کنید و برا ی ما چند مقاله و فیلم بیاورید

    نقل قول:

    نكته در اينجاست كه تاريختمدن حمورايي به 1000 تا 1500 سال قبل تر از دوره ي حضرت موسي برمي گردد و به قبلاز ظهور تمدن مصر باستان مربوط مي شود. بنابراين شائبه ي برداشت اين قصه از متونكهن تر بيشتر است تا اشاره به واقعه اي تاريخي

    پاسخ :عجب نكات جالبي تمدن حامورابی مربوط به 1000تا 1500 قبل تر از تمدن مصر و موسی میرسد!!!!!
    عجب شما هم دست اقای شفا را از پشت بسته اید
    البته این داستان ها و این نکات طبق گفته های اقای شفا است قدیمی ترین کتیبه ای که مربوط به حامورابی است مربوط به 2080 سال پیش از میلاد است و ان هم کتیبه مربوط به قانون گذاری است. عموم کتیبه ها و افسانه ها مربوط به سده ی 900 و 800 پیش از میلاد است و بعد از ان دوره اسارت یهود در بابل !
    به کتاب باستان شناسی کتاب مقدس رجوع کنید که در ایران هم ترجمه شده در مورد مورادی است که در بابل کشف شده و بر کتاب مقدس صحه گذاشته

    دلیل مهمی که شفا از فروید بر ساختگی بودن ماجرای تولد موسی نقل میکند اینست که روایت کم و بیش مشابهی با حادثه مزبور دربار تولد سارگن پادشاه اکد نیز اورده اند! اما ایا میتوان گفت که رویداد های شبیه به هم در تاریخ بشر همگی ساختگی و دروغند؟ کدام دلیل عقلی مارا بدین امر رهبری میکند؟ مثلا در ایران باستان ایرانیان برای سیاوش عزاداری برپا میکردند در شاهنامه بسیار این رسم گفته شده و چنانکه در تاریخ بخارا امده این رسم تا مدتی بعد از اسلام هم وجود داشته
    در تاریخ بخارا می خوانیم 33-32 « افراسیاب سیاوش راکشت ، جسد سیاوش در حصارک ارگ بخارا دفن کردند . مغان بخارا بدین سبب ان جای راعزیز دارند و هر سالی هر مردی انجا یکی خروس برد و بکشد.. مردم بخارا در کشتن سیاوشنوحه ها ست چنانکه در همه ولایت هامعروف است و مطربان ان را سرود ساخته اند و میگویند قوالان آن را گریستن مغانخوانند و این سخن زیاد از سه هزار سال است»
    بنابراین باید گفت داستان شهید شدن امام حسین افسانه است و ایرانیان انرا ساخته اند. نیز سرگذشت زرتشت درست شبیه به پیامبر اسلام است زرتشت در غرب ایران پیروانی نداشت پس 10 سال دعوت بیش از تعداد انگشتان دست پیرویی نداشت و در غرب تحت ستم اشراف و دیوان بود با مدیوماه پسر عمویش به شرق کوچید (مثل پیامبر و امام علی) و مورد حمایت قبایل بزرگ شرق قرار گرفت و از ان زمان طی جنگهایی کل ایران زرتشتی شدند و اخرین دشمنان زرتشت نیز مجبورا به دین زرتشت پیوستند!
    بنابراین یا داستان پیامبر افسانه است یا انچه در کتب زرتشتی نظیر گاتها امده ساختگی است!!


    اما درباره مصر « نخستین فرعون مصر منس نام داشت که شهریارتی نیس یا مصر علیا بود. تاریخ این رخدادهای کهن را کسی به تحقیق نمداند مردم مصر در حدود 4000هزار سال قبل از میلاد مسیح مدنیتی داشتند و سلطنت منس را میتوان به احتمال در حوالی 3300 سال ق.م دانست.
    ... سه ادشاه از سلسله چهارم یعنی کئوس ،کفرن ومیکرینوس بوده اند که در حدود سده بیت و هشتم ق.م(2800ق.م) می زیسته اند. از روی بناهای عظیم استواری که این سه پادشاه به عنوان خوابگاه ابدی خود ساخته اند امروز میتوان قیاس کرد که قدرتشان تابه چه پایه می رسیده است.

    نقل قول:

    جالباين است كه ما معتقد به سلسه پيامبران قوم كوچكي هستيم كه بيشترين مشكل را نيز باآنها داريم. چرا پيامبران تنها در اين قوم كوچك قرار دارد و بيشمار ملل ديگر همچوننژاد زرد ، سرخ و سياه خارج از اين دايره هستند؟ شايد دليلش اين باشد كه ما قصه هايقوم كوچكي را باور كرده ايم نه اينكه نظام طبيعت اين گونه بوده است!!!!!

    چه کسی گفته است که سلسله پیامبران مربوط به یهودیان است ایا قوم عاد و ثمود ووو مربوط به یهودیان است قران میگه هرقومی را پیامبری فرستادیم
    امام علی فرمود : خداوند پیغمبری سیاه پست مبعوث فرمود که شرح حالش برای ما بازگو نشده است(بحار 11) ما قصه های قومی کوچک را باور نکردیم نخست اینکه قوم یهود یکی از اقوام بزرگ جهان است دوم اینکه مابه قران استناد میکنیم

    نقل قول:

    خصوص سليمان و داودكه شاهان دوره محدود حاكميت يهوديان در سرزمين موعودشان هستند ،‌ تاريخ مستند تريوجود دارد كه آنها آنگونه كه در قرآن تصوير شده نبودند. سليمان حرم سراي بزرگيداشته و دست كمي از سلاطين جبار ديگر نداشته است.

    پاسخ : جناب ذهن ازاد هم پیرو دروغهای شفا به ایشان کف میزند و هورا میکشد گویا روی ایشان تاثیر شگفتی گذاشته است ! عجب! چنانکه خود شفا مینویسد به همه بخشهای تورات نمی توان استناد نمود ادعا میکند که حتی برخی از دانشمندان برجسته یهود نیز بدین امر اذعان داشته اند :« در قرن دوازدهم یعنی در اوج تعصب مذهبی یهودیان و مسیحیان ، ابراهام بن عزرا بزرگترین عالم الهیات یهودی قرون وسطی در شهر تولدوی اسپانیا میزیست و اثار او در همان زمان به لاتینی ترجمه شد در چندین کتاب و رساله خود اشکارا با اصالت بسیاری از نوشته های تورات مخالفت کرد » ص 188
    شفا در اینجا دچار تناقض گویی شده وقتی شفا بانگاهی تحریفی به تورات مینگرد حق ندارد ادعا کند که پیامبران یهود افرادی فاسد و زشتکار بودند بدلیل انکه تورات تحریف شده بدین امر گواهی میدهد بنابراین مثلا اتهام داود و سلیمان به استناد سروده های ایشان درست نیست همانگونه که خود شفا درباره سروده های داود مینویسد :
    « انتساب بسیاری از این سروده ها به دواد انتساب غلطی است»ص212
    و درباره غزلهای عاشقانه سلیمان مینویسد : « غزلهای سلیمان به همبن صورت در طول بیش از سه قرن تدوین شده است» ص196
    بنابراین نه شما و نه شفا نمی واند به قران اعتراض نماید که چرا همه پیامبران را پاک و درستکار میشمارد

     
      POWERED BY BLOGFA.COM